ارتش سایبری ولایت

کمینگاه مجازی

ارتش سایبری ولایت

کمینگاه مجازی

ارتش سایبری ولایت
>

در جهت تحقق اهداف والای جمهوری اسلامی ایران به دستورمقام معظم رهبری مبنی. بر حضور فعال جوانان حزب اللهی در فضای مجازی. بر آن شدیم تا یک پایگاه جامع اطلاعاتی،فرهنگی و آموزشی راه اندازی کنییم تا گامی در جهت تولید محتوای فرهنگی و مبارزه با ضد ارزش ها در این فضاباشیم.و در جبهه جنگ نرم به فعالیت مستمر و مستدل بپردازایم. در این مدت سعی شده مطالب مفیدی که طی تحقیق و وب گردی های انجام شده جمع اوری شده رو در اختیار شما بگذاریم همچنین با تولیدات نو و دست اول در خدمت شماخواهیم بود

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «خاطرات» ثبت شده است

۰۳
مرداد
۹۶

گاهی اوغات هم پیش میاد ادم میخواد همه ازش راضی باشن ولی به چه قیمت! بااین وجود که خودش از خودش راضی نیست! ادم حس میکنه خودش نیست و اینجاست که داره به خودش خیانت میکنه 

  • Sajjad Sh
۱۴
آذر
۹۴

♥یاد شهید بابایی بخیر که طلاهای همسرش را فروخت و به افسران و سربازان متاهل داد و گفت گرانی شده و خرج زندگی سخت.♥


♥یاد شهید رجبی بخیر که پول قرض به دیگر نیروها میداد و میگفت وام است و وقتی میگفتند دفترچه قسطش را بده میگفت کسی دیگر پرداخت میکند.♥


♥یاد بابایی بخیر که میگه دیدم صورتشو پوشیده و پیرمردی رو به دوش کشیده که معلوله شناختمش و رفتم جلو که ببینم چه خبره که فهمیدم پیرمرد رو برا استحمام میبره.♥


♥یاد شهید احمدی روشن بخیر که از زیارت حرم امام رضا(س) میومد و هوا سرد بود که پیرمردی رو دید تو...

  • Sajjad Sh
۲۶
آبان
۹۴

سال ۶۷درعملیات  مرصاد درپایگاه نزدیک مهران مستقر بودیم  پایگاه درمحاصره دشمن  بودمن تعداد کمتراز انگشتان دست پرسنل باخودم نگه داشتم وبقیه را به بالای کوههای بانروشان پراکنده کردم تا اسیر دشمن نشوند وکلیه تجهیزات وسلاح های سبک و سنگین را به خودروهای سنگین (کراز)بار میزدیم ویک قبضه توپ ۱۳۰م م رابه  عقب خودرو وصل میکردم  وهمان خودرو را با  سیم کابل وینچ  خودرو کراز دیگری وصل میکردم وبه خاطراینکه به خودروها اسیب نرسه سیم کابل وینچ را از وسط تایرهای فرسوده  رد میکردم وبه صورت قطار از محاصره دشمن خارج میکردم  ودر موضع دیگر مستقر میکردم  مجدداً با موتور دو چرخ  هوندا به موضع برمیگشتم وکلیه تجهیزات و اسلحه های سبک وسنگین ومهمات ووو را به این طریق از محاصره دشمن خارج میکردم در اخر ستون  به خودرو رگبار زدن  که دراثر اسیب گلوله های دشمن شیشه ودرب  خودرو  سوراخ شده بود  از خودرو که پیاده شدم دیدم کاپشنم  واستین شلوارم در اثر اسیب گلوله ها چند تا سوراخ شده بود ولی هیچ اسیب سطحی هم  ندیدم موضع جدیدی مستقرکردم ونفراتم را جمع کردم بعد از ۲۴ساعت  باهمان تجهیزات به دشمن تک کردم  و خیلی ازتجهیزات دشمن را نابود کردم البته من بطور خیلی خلاصه  عرض کردم  در حقیقت چند روز بی اب وبی غذا و بی خوابی داشتم  پیشتراز ۴ ماه در منطقه بودم این همه ذحمت امدم فرزندم را به مدرسه شاهد اسم نویسی کنم به من گفتند امتیاز تو کمتر است نمیتوانیم فرزندتان را اسم نویسی کنیم.
  • Sajjad Sh
۲۱
آبان
۹۴

ﺗﻮﺍﻥ ﺭﺯﻣﯽ ﯾﮏ ﺗﮑﺎﻭﺭ*قسمت اول*

ﺍﻣﯿﺮ ﺳﺮﺗﯿﭗ ﺻﺒﻮﺭﯼ ﺯﺍﺩﻩ ﺍﺯ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻫﺎﻥ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﻫﺸﺖ ﺳﺎﻝ ﺩﻓﺎﻉ ﻣﻘﺪﺱ

ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ. ﻣﺘﻦ ﺯﯾﺮ ﺑﺮﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺯ ﺳﺨﻨﺎﻥ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺩﺭ ﺑﯿﺎﻥ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﭼﮕﻮﻧﮕﯽ

ﺑﻪ ﺍﺳﺎﺭﺕ ﺩﺭﺁﻣﺪﻥ ﺗﻮﺳﻂ ﺩﺷﻤﻦ ﻭ ﻓﺮﺍﺭ ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ ﺍﺯ ﺍﺳﺎﺭﺕ ﺑﺎ ﻭﺟﻮﺩ

ﺷﮑﻨﺠﻪ ﺩﺷﻤﻦ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ . ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﺁﻣﺎﺩﮔﯽ ﻭ ﺗﻮﺍﻥ ﺭﺯﻣﯽ ﯾﮏ ﺗﮑﺎﻭﺭ

ﺍﺭﺗﺶ ﺟﻤﻬﻮﺭﯼ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﺼﻮﯾﺮ ﻣﯽ ﮐﺸﺪ ﮐﻪ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﺎ ﻭﺟﻮﺩ

ﺷﮑﻨﺠﻪ ﺩﺷﻤﻦ، ﺩﺭ ﻣﺴﯿﺮ ﺣﺮﮐﺖ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺍﺭﺩﻭﮔﺎﻩ ﺍﺳﺮﺍ ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﺍﺻﻮﻝ

ﺷﺮﺍﻓﺖ ﺳﺮﺑﺎﺯﯼ ﻓﺮﺍﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻃﯽ ﺳﻪ ﺷﺒﺎﻧﻪ ﺭﻭﺯ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺭﻭﯼ

ﺩﺭ ﺧﺎﮎ ﺩﺷﻤﻦ ﺑﺎ ﺩﺭ ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﺻﻮﻝ ﺣﻔﺎﻇﺘﯽ ﻭ ﺍﻣﻨﯿﺘﯽ ﺑﻪ ﮐﺸﻮﺭ

ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ ....

  • Sajjad Sh