ارتش سایبری ولایت

کمینگاه مجازی

ارتش سایبری ولایت

کمینگاه مجازی

ارتش سایبری ولایت
>

در جهت تحقق اهداف والای جمهوری اسلامی ایران به دستورمقام معظم رهبری مبنی. بر حضور فعال جوانان حزب اللهی در فضای مجازی. بر آن شدیم تا یک پایگاه جامع اطلاعاتی،فرهنگی و آموزشی راه اندازی کنییم تا گامی در جهت تولید محتوای فرهنگی و مبارزه با ضد ارزش ها در این فضاباشیم.و در جبهه جنگ نرم به فعالیت مستمر و مستدل بپردازایم. در این مدت سعی شده مطالب مفیدی که طی تحقیق و وب گردی های انجام شده جمع اوری شده رو در اختیار شما بگذاریم همچنین با تولیدات نو و دست اول در خدمت شماخواهیم بود

۲۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مذهبی» ثبت شده است

۰۲
تیر
۹۶

Mersadcyber_ir

🔺یا صاحب الزمان؛


دلِ عُشــاق شمــا بــس نگـرانست بیا

این جهان بی گل رویت چو خزانست بیا


خون هر کشته ی مظلوم تو را میخواند

«آخـرین جمعه ی مـاه رمضانست» بیا


اللهم عجل لولیک الفرج

  • Sajjad Sh
۳۰
خرداد
۹۶

حرف نزد.....


داغ دید از من و تبخیر شـد و حـرف نـزد

شب به شب منتظرم بود و دلش پر آشوب

شب بـه شب آمـدنـم دیـر شد و حـرف نزد

غصـه میخـورد کـه مـن حـال خـرابـی دارم

از همین غصـه ی من سیـر شـد و حرف نزد

وای از آن لحظه کـه حرفـم دل او را سوزاند

خیس شد چشمش ودلگیر شد وحرف نزد

صورت پر شده از چین و چروکش یعنی

مادرم خستـه شـد و پیـر شـد و حرف نزد


🌹🌿تقدیم به همه مادران گل🌿🌹

  • Sajjad Sh
۳۰
خرداد
۹۶


🌸پیامبر مهربانی(ص)


بهترین #زنان شما زنی است که برای #شوهرش #آرایش و خودنمایی کند، اما خود را از #نامحرم بپوشاند.🌹


📗بحار؛ 103:235

  • Sajjad Sh
۳۰
خرداد
۹۶
Silibdoshman
  • Sajjad Sh
۱۴
تیر
۹۵


علی شویم وعالی باشیم.


هم سفره ی کاسه سفالی باشیم.


چون سکه به دست کودکی برق زنیم.


نان آور سفره هاےخالی باشیم.


 " یا علے..التماس دعا ..."

  • Sajjad Sh
۲۰
ارديبهشت
۹۵

🌺حکایت 🌺 


✨خر برفت و خر برفت و خر برفت


روزی صوفی سوار بر خرش به خانقاهی رسید و تصمیم گرفت که شب را در آن جا بگذراند پس خرش را به طویله برد و سفارش کرد که مواظب خرش باشند.

سپس به خانقاه رفت و به صوفیان دیگر که در رقص و سماع بودند پیوست و به پایکوبی مشغول شد . بعد از ساعتی مردی که دف می زد شعری تازه خواند که می گفت 


شادی آمد اندوه از خاطر برفت

خر برفت و خر برفت و خر برفت


صوفیان و از جمله آن مرد صوفی شور و حال دیگری یافتند و دسته جمعی خواندند خر برفت و خر برفت و خر برفت و تا صبح پایکوبی کردند و خر برفت خواندند تا اینکه مراسم به پایان آمد.

صبح صوفی وسایلش را برداشت و به طویله رفت و از مردی که مواظب مرکبها بود سراغ خرش را گرفت اما او با تاسف گفت خر برفت و خر برفت و خر برفت. صوفی با تعجب پرسید منظورت چیست؟

گفت دیشب جمعی از صوفیان پایکوبان به من حمله کردند و خر را گرفته و برده و فروختند و با پول آن غذا و نوشیدنی خریدند . صوفی با عصبانیت گفت تو دروغ می گویی چرا داد و فریاد نکردی و به من خبر ندادی؟

مرد گفت من آمدم که به تو خبر بدهم ولی تو هم دست افشان با دیگران می خواندی خر برفت و خر برفت و خر برفت و من با خود گفتم لابد اجازه داده ای که خرت را برده و بفروشند.

صوفی با ناراحتی سرش را به زیر افکند و گفت آری وقتی صوفیان این شعر را می خواندند خوشم آمد و این بود که با آنها همساز شدم ....


🎯خلق را تقلید شان بر باد داد

ای دو صد لعنت بر آن تقلید باد


🖋مولانا 


📚مثنوی_معنوی🌹🌹🌷🌷

  • Sajjad Sh
۱۵
ارديبهشت
۹۵

‌         ◆❥ چگونہ گناهـ نڪنیمــ ◆❥


🌺↦☆❥🔸❥☆↤🌺


①: القای وعده‎های روزانه و کوتاه مدت


◥✧ شیطان در مواردی اقدام به دادن وعده‎های روزانه به فرد می‎کند که البته این با امنیه فرق داشته و پایین تر از آن است؛ یعنی ممکن است انسان به جایی برسد که حتی به شیطان اجازه دهد در انجام کوچک‎ترین و پیش پا افتاده‎ترین کارهای او نیز دخالت کند؛

به عنوان نمونه در مقابل کم‎ترین کار خیر او نیز ایستادگی کرده و وعده وقوع نتیجه شر را به او بدهد مثلا اگر بخواهیم صدقه بدهیم وعده فقر می دهد....

  • Sajjad Sh
۱۱
ارديبهشت
۹۵

.🌹ریشه های سقوط🌹


سقوط تمدن و ویرانى یک اجتماع از موقعى آغاز میشود که بیمارىِ اختیارىِ ظلم، شروع به گستردن ریشه هاى خود کند؛ خواسته هاى حیاتى مردم مورد بی اعتنایى قرار گیرد؛ استثمار و بهره کشى که انسانها را از «کَس» به «چیز» پایین می آورد، شیوع پیدا کند؛ هیچ روزى به وجود نیاید که فردایى قابل محاسبه در دنبال خود داشته باشد؛ رنگِ حیاتىِ حق و باطل مات شود و واقعیتى مشخص به نام حق، و ضد واقعیتى معین به نام باطل وجود نداشته باشد؛ هدفها و وسیله ها به هم خورده، ارزشها پیرو اراده هاى معدودى از انسانها قرار گیرد؛ قوانین سازنده نه تنها از فعالیت خنثى شوند، بلکه آلت دست اقویا قرار داشته باشد. 

  • Sajjad Sh
۳۰
فروردين
۹۵



محبـــــوب من! 


چهل روز برای بنده تر شدن تلاش کردم 

برای بـــــد نگفتن... ✖

بد نشنیـــــدن...✖

بد ندیـــــدن...✖


گاهے لبخند رضایتتـــــ را با تمــــام وجود حـــــس کردم...


و گاهے ، باز زمین خـــ↯ــوردم...😔


من اما ،نمک گیر محبتتـــــ شده ام 😢

 لذت ترڪ گناه و آرامش داشتنتـــــ

را چشیـــــده ام ..


صد بار اگر زمین خوردم ،

 باز دستهایم را بگیر... 

رهایم نکن...


تــــــــــلاش مرا برای بهتر شدن بپذیر 

من... دوست داشتن هایتـــــ را میفهمم...!


💠💠💠

  • Sajjad Sh
۱۱
بهمن
۹۴

توی یک جمع بی حوصله نشسته بودم 

طبق عادت همیشگی مجله را ورق زدم تا به جدول رسیدم 

خواندم سه عمودی


یکی گفت : بلند بگو


گفتم : یک کلمه سه حرفیه 


ازهمه چیز برتر است


حاجی گفت: پول....

  • Sajjad Sh